شادي و شادماني؛ گمشده اي ميان ما ( قسمت اول)
چاپ ايميل
شادي و شادماني؛ گمشده اي ميان ما ( قسمت اول)

 

مقدمه

یکی از مهمترین عوامل سلامت جامعه «شادی» است. ناگفته پیداست که بدون شادابی همه فعالیت‌های انسان محکوم به زوال است. در طول تاریخ، از سوی انبیا، ائمه، فلاسفه و کسانی که تاثیر زیادی در حوزه فرهنگ و ادب داشته‌اند، حرف‌های زیادی راجع به اهمیت شادی گفته شده است. اما نکته مهم نهادینه شدن این بخش از شادی است. رودكي گفته است:

چهار چيز هر آزاده را زِ غم بخرد     تن درست و خويِ نيك و نام نيك و خرد

هر آن كه ايزدش اين چهار روزي كرد   سزد كه شاد زِيَد شادمان وغم نخورد 

    شادي هر چند از زواياي گوناگوني تعريف و تشريح شده است، ولي به اتفاق انديشمندان يك ضرورت و نياز اساسي انسان به شمار مي‏آيد. در این باره حضرت علی(ع) می فرمایند :سوگند به خدایی كه تمام صداها را می شنود هر كس دلی را شاد كند ، خداوند از آن شادی ، لطفی برای او قرارمی دهد كه  به  هنگام  مصیبت ، چون  آب زلالی  بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید.

شاد در لغت، به معناي خشنود، خوش حال، خوش وقت، بي غم، خوش و خرم زيستن، زندگي کردن، و زندگاني کردن، و شادي به معناي شادماني، خوش حالي، و خوش دلي آمده است. علم روان شناسي تعريف هاي مختلفي از نشاط ارائه کرده است، اما به طور اجمال مي توان گفت: يکي از جنبه هاي هيجان، شادي است که با واژه هايي چون: سرور، نشاط و خوش حالي هم معناست.

از شادي نيز تعاريف گوناگوني شده كه از آن جمله مي توان به :«احساس مثبتي كه از حس ارضاي پيروزي به دست مي‏آيد» ،«مجموع لذت‏هاي منهاي درد»(روانشناسي شادي،«حالتي كه در فرآيند نيل به علاقه‏ها در آدمي به وجودمي‏آيد» و«درجه یا میزانی كه شخص درباره مطلوبیت كیفیت زندگی خود قضاوت می كند» اشاره كرد.

 از نگاهي ديگر شادي، احساس مثبتي است که از حس ارضا و پيروزي به دست مي آيد. شادي، عبارت است از مجموع لذت ها منهاي دردها. شادي، ترکيبي از عاطفه مثبت بالا و عاطفه منفي پايين است.

اساس جهان هستي و پديده‏هاي آن به گونه‏اي طراحي شده‏اند كه در آدمي شادي ايجاد كنند. بهار با طراوت، صبح پر لطافت، طبيعت با ظرافت، آبشارهاي زيبا، گل‏هاي رنگارنگ، ديدار دوستان، ازدواج و پيوند ، انسان و...، همه شادي آور و مسرّت بخش است. از آن جا كه شادي ناكامي، نااميدي، ترس و نگراني را ازآدمي دور مي‏سازد، روان‏شناسان به ايجاد و تثبيت آن در انسان دستور اكيد داده‏اند و تاكيد بر اين حقيقت است كه شادي نياز اساسي و ضروري مي‏باشد.

شادي اساسي ترين نياز انسان

يکي از نيازهاي اساسي انسان، شاد زيستن است، زيرا انسان متعادل، خود و جامعه خود را در پرتو آن مي سازد. از اين رو همه به دنبال شادي اند. البته اگر ما به اطراف خود بنگريم، صحنه هايي از غم و شادي را به وضوح مشاهده خواهيم کرد که هر کدام در جاي خود لازمه زندگي بشر است. بهار طرب انگيز، آبشارهاي زيبا، گل هاي رنگارنگ، سرخي طلوع خورشيد، صبح زيبا، نغمه خواني پرندگان قشنگ، رويش گياهان، و از طرف ديگر، فصل خزان و برگ ريزان، لحظه غروب خورشيد، پژمرده شدن گل ها و ريزش شکوفه ها، بيماري و مرگ، تنگ دستي و حوادث تلخ، دو روي سکه زندگي انسان را تشکيل مي دهند.به هر صورت گاهي غم، و زماني شادي به سراغ انسان مي آيد، اما او فطرتا از غم گريزان و به شادي متمايل است.

بطور قطع و يقين از زمانهاي دور تا كنون ، برداشت هاي گوناگوني از شاد زندگي کردن مطرح شده است. ارسطو مي گويد: مردم عادي، لذت را شادي فرض مي کنند. افراد موفق، عملکرد خوب را برابر با شادي مي شمارند و دانشمندان، زندگي متفکرانه و جست و جو گرانه را معادل شادي مي دانند. زنوسيتيومي، بنيان گذار فلسفه رواقي مي گويد: شادي معادل با برآورده شدن آرزوهاست. جان لاک معتقد است که شادي بستگي به تعداد لذات زندگي دارد. برتراند راسل مي گويد: رغبت، همگاني ترين نشانه انسان شاد است. برخي از مردم هم، خنديدن دائمي و بگو مگو نداشتن در زندگي را شادي مي دانند.

جنبه هاي شادي

لازمه شادی و شاد بودن چیزی نیست جز مثبت اندیشی و جست وجوی    خوبی ها و زیبایی ها. انسان با نگرش منفی به دنیا چیزی جز روحیه ای افسرده، چهره ای غمگین و حالتی خشمگینانه ندارد و این نگرش منفی، تخریب گر جامعه است. در جامعه غم زده، انرژی افراد صرف برطرف کردن اندوه و ناراحتی شده و دیگر فرصتی برای تولید و توسعه باقی نمی ماند. به تجربه ثابت شده شادی و نشاط، ماده اولیه تغییر جامعه و تحول و تکامل درونی انسان ها است.

ضرورت  زندگی  شاد تا حدی است كه  برخی  روانشناسان  معتقدند یكی ازعوامل  مهم  بر سلامت جسمانی  شادمانی است ،‌ یعنی  افراد شاد حتی  كمترسرما می خورند و به بیماری های سخت كمتر مبتلا می شوند و درصورت بیمار شدن زودتر بهبود می یابند. فقدان نشاط و شادی در جامعه نتایج بسیاری را به دنبال دارد كه ازآن جمله می توان به افسردگی ، بدبینی ، ارزیابی منفی رویدادها ،‌ بی علاقه  بودن به كار ، فقدان وجدان كاری ، اعتیاد به  مواد مخدر ، ناهنجاری های  اجتماعی و رواج خشونت اشاره نمود.

ارسطو مي گويد: شادي، بهترين چيزهاست و آن قدر اهميت دارد که ساير چيزها براي کسب آن هستند. درشرايطي که آمار مبتلايان به افسردگي و بيماري هاي روحي رو به تزايد است و تعداد فراواني در جهان از بيماري هاي رواني رنج مي برند و در کشور ما نيز بسياري با افسردگي دست به گريبان اند، همگان را متوجه رويکرد جديد به موضوع شادي نموده است.

یکی از این جنبه های هیجان «شادی» است، که با واژه هایی چون سرور، نشاط، وجد، سرخوشی، مسرت و خوش حالی هم معناست. شادی احساس مثبتی است که زندگی را شیرین می کند. شیرین بودن شادی، تجربه های اجتناب ناپذیر زندگی مثل ناکامی، ناامیدی و عاطفه ی منفی را خنثی می کند و به ما کمک می نماید تا سلامت روانی خود را حفظ کنیم. می توان گفت یکی از فوائد شادی، آرام بخش بودن آن است. شادی اشتیاق ما را به انجام فعالیت های اجتماعی تسهیل نموده و لبخندهای شادی تعامل اجتماعی را تسهیل می کند.

بنابراین یکی ديگر از فواید ابراز شادی، چسب اجتماعی بودن آن است که روابط را به هم می چسباند. شادی برای انسان یک ضرورت است که با آن زندگی معنا می یابد و عواطف منفی، مثل ناکامی و ناامیدی، ترس و نگرانی، بی اثر می شود. در پرتو شادی است که انسان می تواند خویش را بسازد و قله های سلوک را چالاکانه بپیماید و در اجتماع، نقش سازنده ی خود را ایفاء نماید.

اهمیت شادی تا حدی است که می تواند بیماری های صعب العلاج جسمی را درمان کند، یک جراح معروف طی مقاله ای نوشت: «شادی نه تنها جلوی بسیاری از بیماری های ناشی از ناملایمات را که در قرن حاضر زیاد است می گیرد. بلکه شادی حتی قادر است جلو رشد و نمو بیماری سرطان را که در کمین است، نیز بگیرد»

اثرات شادي

یکی از محققین درباره ی تأثیر شادی و طرب در زندگی می نویسد: «آن کس که دارای قلب طرب ناک است، همه ی عناصر جهان و پدیده های آن را در حیاتی پُرشور و جنبشی با نشاط حس می کند و حس زنده انگاری را در خود پرورش می دهد و همه ی هستی را در شور و طرب به نظاره می نشیند و از این منظر امید و شوق به پیشرفت و تعالی را در خود باز می یابد. انسان طرب ناک همه ی عناصیر هستی را در حیات پُرشور حس می کند و در همه چیز رنگ خدا و معنای ربوبیت را جستجو می کند. قلب طرب ناک همه ی هستی را در شور و طلب می بیند و با دیدن هر نمودی از نمودهای هستی به ابتهاج و انبساط روحی دست می یابد. قلبی که پایگاه عرش الهی و جایگاه نزول رحمت و محبت خداست، آن قلب باطراوت و بانشاط است»

با  توجه  موارد مطروحه می توان گفت شادی دارای چهار بعد است :

1.رضایت از زندگی

2.خوشی

3.نداشتن افسردگی

4.نداشتن اضطراب

شادي، نقش مهمي در سلامتي بدن و درمان بيماري ها دارد، زيرا خنده که حاکي از نشاط و شادي است، نوعي آنتي بيوتيک طبيعي مي باشد که جسم را در مقابل بيماري ها قوي ساخته و اثر دردها را تخفيف مي دهد. «نورمن کازنيز» معتقد است که از طريق خنده، با بيماري فلج مبارزه کرده است و اعتقاد دارد که از طريق خنده مي تواند وضعيت معکوس را به وجود بياورد. مي گويند: يک دقيقه خنده، معادل با 45 دقيقه ورزش، ارزش دارد.قرن هاست که انسان به رابطه مستقيم بين اندوه با ابتلا به انواع بيماري ها اعتقاد داشته است، اما در يک کنفرانس علمي در آمريکا، تعدادي از کارشناسان رشته هاي مختلف پزشکي و روان درماني، وجود اين رابطه را به طور علمي مورد تاييد قرار دادند. نتيجه کنفرانس اين بود که بين ناراحتي هاي رواني و بيماري ها، رابطه مستقيم وجود دارد.

رواج فرهنگ شادي و نشاط در جامعه، عصبانيت و تند خويي را کمتر      مي کند، از ميزان جرايم مي کاهد و از تنش و برخورد فيزيکي با مردم جلوگيري مي نمايد. بسياري از ناهنجاري ها و جرم و جنايت ها، ناشي از عدم تعادل روحي افراد است. کارمندان شاد، با ارباب رجوع خود برخوردي عاطفي و محبت آميز دارند و وظيفه خود را به طور شايسته انجام مي دهند......ادامه دارد

 

نظرات
نام:
ايميل
آدرس سايت:
نظر :
كد امنيتي



قبلي   بعدي
صفحه اصلي
درباره من
سياسي
اجتماعي
نقد
فرهنگي و هنري
تماس با ما
گالري
جستجو
پيوندها

سايت خبري مازندنيوز