شش یا هفت ساله بودم که شبی در منزل ما مجلس روضه برقرار شد. هنوز دقایقی از حضور مهمانان نگذشته بود که ناگهان از اتاق آقایان سر و صدای غیر معمولی به گوش رسید. من هم از روی کنکاوی کودکانه ام به سرعت خودم را به آنجا رساندم و در آن اتاق که شاید بیشتر از بیست نفر ظرفیت نداشت چند نفر را دیدم که سر پا ایستاده و با حالت تهاجمی به شدت عصبانی و ناراحت هستند..تعدادی هم بی خیال و بی تفاوت نظاره گر این صحنه بودند و دو تا سه نفر هم که معلوم بود آتش از کوره آنها برخاسته است با لبخندهای شیطنت آمیزی سعی درعادی نشان دادن ماجرا داشتند.در این گیر و دار ناخواسته چشمم به تکه های عکسی افتاد که تا سرم را بالا بردم متوجه جای خالی آن عکس روی دیوار کنار عکس امام خمینی و آیت الله طالقانی شدم.
من چقدر آن عکس را دوست داشتم.....مردی با چهره ای آراسته و کت و شلواری مرتب و تمیز که متفکرانه با قلم در حال نوشتن چیزی روی یک دفتر بود .
هرگز یادم نمی رود "سید علی" جوان خوش اخلاق و شاگرد اولی که از روستایی دورافتاده به سفارش پدر پیرش در منزل ما درس خوانده و دیپلم گرفته بود این عکس را از شهر برایمان آورده و برادر بزرگم نیز آن را روی دیوار اتاق کنار عکس امام خمینی و آیت الله طالقانی نصب کرد.
خاطرم هست بارها جلوی آینه تمام قد مغازه خیاطی پدرم رفتم ودور از چشم دیگران دقایق طولانی سعی می کردم تا حداقل به سبک و سیاق "دکتر" متفکرانه قلمی در دست بگیرم و چیزی یادداشت کنم اما هر بار احساس می کردم که هنوز چیزی نسبت به او کم دارم و نمی دانستم آن چیزی که کم دارم چیست....؟
روزی هم که "سید علی"عکس "دکتر" را برایمان آورده بود به برادر بزرگم گفت::من این شانس را نداشتم که خیلی زودتر از این او را بشناسم. اما مطمئنم شما در سالهای آینده خیلی بیشتر و بهتر از من و دوستانم "دکتر" را خواهید شناخت و با اندیشه و افکارش زندگی خواهید کرد.....
شک نداشتماگر "سید علی" در شب حادثه منزل ما بود و آن ماجرا را از نزدیک می دید طاقت نمی آورد و با یک مشت محکم به آن کسی که از روی نادانی و سبک سری بی خردانه به "دکتر"هتک حرمت کرده بود جواب داندان شکنی می داد.
اما حالا که به آن روزها فکر می کنم می بینم "سید علی" آنقدر انسان متواضع و متفکری بود که همانند "دکتر" در برابر قبیله جهل و تحجر عاقلانه فکر می کرد و منطقی تصمیم می گرفت، چون روش و منش "شهید دکتر علی شریعتی" در برابر کج اندیشی ها "تفکر" ، "تامل" و "تدبیر" بود.......روحش شاد و نامش جاودان.