توليد و پخش سريال هاي مناسبتي به يكي از مشخصه هاي بارز رسانه ملي تبديل شده كه در رويدادهاي ملي و مذهبي مانند ماه رمضان، ايام محرم، دهه فجر و عيد نوروز صورت مي گيرد. اين روند در سال هاي اخير شكل برجسته تري به خودش گرفته و ظاهراً با تاكيد مسؤولين تلويزيون از اولويت هاي اين رسانه محسوب شده است. در نوروز امسال نيز سه سريال با عناوين «چارديواري»، «زن بابا» و «دارا و ندار» به ترتيب از شبكه اول، سه و پنج سيما پخش شد. در اين فرصت قصد آن نيست به مسائل فني و تكنيكي اين سريال ها بپردازيم زيرا اظهر من الشمس است هر يك از اين سريال ها با چه عجله و شتابي تهيه و توليد شده و به پخش رسيده است. حال آن كه با توجه معين بودن زمان پخش اين توليدات و تقويم زماني مشخصي كه براي مناسبت ها وجود دارد، نمي دانيم مسؤولان تلويزيون را چه مي شود تنها دو يا سه هفته مانده به اين مناسبت ها مثل عيد نوروز، تهيه و توليد سريال را در دستور كار خودشان قرار مي دهند و با عجله و شتابي قابل لمس آن را به آنتن پخش مي رسانند كه اين امر باعث كاهش كيفي اين سريال ها مي شود.
آنچه در ايام عيد با پخش سه سريال مذكور به چشم آمد، اُفت كاملا محسوس تلويزيون در عرصه سريال سازي است. تا جايي كه حتي بيننده هاي عادي تلويزيون و آنهايي كه با امور فني و تكنيكي برنامه سازي بصورت تخصصي آشنايي ندارند بر اين مسأله تاكيد داشتند. اما اين به آن معنا نيست كه تلاش و كوشش هنرمنداني كه اتفاقاً تجربه نسبتاً طولاني در بازي و كارگرداني سريالهاي تلويزيوني دارند نظير: سعيد آقاخاني، مهران غفوريان، امير جعفري، مهران رجبي، مريم اميرجلالي، محمد كاسبي، علي صادقي و حتي هنرمندان پيشكسوتي چون عليرضا خمسه، سيروس گرجستاني، فتحعلي اويسي و آتيلا پسياني را ناديده گرفت. چرا كه اين هنرمندان براساس خلاقيت ها و استعدادهاي ذاتي خود بازي هاي روان و قابل قبولي را از خود ارائه دادند و با حضور پرانرژي و نشاط انگيز خود در جذب بيشتر مخاطبين براي تماشاي سريال هاي نوروزي موفق عمل نمودند.
از سويي نيز برخي از مفاهيم و تاكيدها درخصوص مسائل اجتماعي و امور جاري جامعه كه در اين سريال ها بويژه در دارا و ندار مطرح شد قابل تأمل بود و مي توانست با پرداخت و ساختاري محكم و مطلوب تر از اثرگذاري بهينه اي برخوردار شود و مخاطبين را تحت تاثير خود قرار دهد. ناگفته پيداست يكي از وظايف اساسي و مهم رسانه اي مانند تلويزيون رشد و ارتقاء سطح سواد بصري و فرهنگ سازي در عرصه هاي مختلف اجتماعي مي باشد. اما توليدات نوروزي تلويزيون گوياي چنين چيزي نيست و اگر با نگاه كاملا تفريح و سرگرمي هم به اين سريال ها نگاه شود باز ضعف آشكار آن غير قابل چشم پوشي است. در صورتي كه سريالي مثل دارا و ندار به كارگرداني مسعود ده نمكي به دنبال ايده هاي آرماني عدالت در جامعه بود و جنبه تفريح و سرگرمي آن فقط در همان شوخي هاي كلامي و به تبع اخراجي هاي دو گانه ده نمكي عبور از خط قرمز ارزش هاي ديني و انقلابي نظير: مسجد، روحانيت، جنگ، جانباز، آيات قرآن و....خلاصه مي شد كه به طور قطع و يقين هيچ كارگردان ديگري فرصت، اجازه و جرأت چنين كاري را نداشته و نخواهد داشت.
پرداختن به سوژه ها و موضوعات پيش پا افتاده، تكراري و حتي لوس كه قدر مسلم بر پايه بداهه گويي هاي بازيگران روتين طنزهاي تلويزيوني استوار است ديگر جذابيتي به دنبال ندارد و بويژه در سال هاي اخير با توسعه و گسترش رسانه هايي نظير شبكه هاي ماهواره اي و اينترنتي كه فضاي انتخاب را براي مردم فراهم نموده اند كمتر كسي ملزم به تماشاي چنين سريال هايي مي شود و به راحتي با فشار دادن يك كليد يا دكمه كانال ديگري را براي تماشا انتخاب مي كند. شايد يكي از دلائل عمده موفقيت و حضور نسبتاً پر رنگ يكي از شبكه هاي ماهواره اي فارسي زبان در ميان خانواده ها كه كمتر از يكسال از راه اندازي آن مي گذرد و با پخش سريالهاي متعدد در شبانه روز اتفاقاً از دوبله بسيار ضعيفي همه برخوردار است، همين ساده انگاري رسانه ملي در دست كم گرفتن مخاطب باشد كه باعث شده تا اين خانواده ها همين شبكه مذكور با دوبله ضعيف و گاهي مشمئز كننده را بر ديگر شبكه هاي داخلي ما ترجيح دهند. تلويزيون ما با اين پديده شبكه ماهواره اي چه كرده است و در مقابل اين سريال ضد فرهنگ چه عكس العملي نشان داده است، تلويزيون در مقابل اين جنگ نرم چه اقدامي كرده است حداقل اين عكس العمل مي توانست ساخت فيلم و سريالي باشد از نام آوران سينما و تلويزيون، آنچه را كه مي توان در سينما ديد و يقيناً تلويزيون ما مي تواند با هنرمندان بنام اين مملكت بر عليه ماهواره وارد كار شود بشرطي كه از وجود هنرمندان نام آور استفاده بهينه كرد.
يكي از عمده ترين دلائل ضعف تلويزيون در توليد سريال ها را در انحصاري نمودن آن براي افرادي خاص و مشخص دانست كه اين آدم هاي چند منظوره همانند فست فود غذا به خورد مشتري مي دهند و كاري به اين ندارند كه بعد از خوردن غذا چه اتفاقي براي مشتري مي افتد و اگر كارش به بيمارستان هم بكشد برايشان مهم نيست. اگر اين انحصار در امر سريال سازي و توليد تله فيلم ها بشكند، مسلماً با رقابت مطلوبي كه ميان سازندگان و توليدكنندگان برنامه ها به وجود مي آيد شاهد ارتقاء سطح كيفي فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني خواهيم بود. مگر سريال سازان سالهاي قبل چه ايرادي داشتند و چرا همكاري نمي كنند و چرا به همكاري دعوت نشدند. مهران مديري، رضا عطاران و جواد رضويان مگر در اين مملكت زندگي نمي كنند چرا مردم نبايد از دست پخت آنها بهره مند شوند؟
به هر تقدير اميدواريم مسؤولان و برنامه ريزان تلويزيون در تهيه و توليد سريال ها و فيلم ها بويژه در توليدات مناسبتي بجاي بحث كمي پر نمودن تايم آنتن، به كيفيت فني و محتوايي برنامه ها نيز بينديشند تا روز به روز مخاطبين فهيم خودشان را بيشتر از پيش از دست ندهند هر چند كه همه واقفيم تهيه و توليد فيلم و سريال هاي تلويزيوني امري سخت و دشوار است تا رضايت خاطر مخاطبين فراهم آيد.