معمولاً در فيلمهاي بلند و كوتاه كمترين و بيشترين توقعي كه از فيلمساز وجود دارد اين است كه با توجه به شرايط و امكاناتي كه براي كار فراهم ساخته است بتواند خوب حرف بزند و در ضمن حرف خوبي هم براي گفتن داشته باشد. بالطبع « حرف خوب» از تفكر و انديشه فيلمساز سرچشمه مي گيرد كه نشانگر قدرت انديشيدن و تعطيل كردن وي از پيرامون جامعهاي كه در آن زندگي مي كند است. نكته مهم و قابل تامل در اين راستا چگونگي اشتغال مفاهيم به مخاطب از طريق فيلم و زبان سينماست كه به تواناييهاي ذهني فيلمساز و بهرهگيري درست و مطلوب او از ابزار سينمايي براي رسيدن به هدف مورد نظرش در ارائه انديشة نو بر مي گردد. فيلم كوتاه با عنايت به شاخصههاي تعريف شدهاي كه دارد، بهترين عرصة براي بروز فكر و خلاقيت است. در فيلم كوتاه همراه با تيتراژ پاياني چرخ تفكر تماشاچي به حركت در مي آيد و انديشيدن به آنچه كه تصوير شده آغاز مي شود. شايد ارزشمندترين هديهاي كه فيلمساز از مخاطب خودش دريافت اين است كه او به فيلمي كه تماشا كرده و مفهومي كه فيلمساز آن را تصوير نموده فكر كند. در غير اين صورت نبايد به آنچه كه بعنوان يك فيلم كوتاه ارائه شده اميدوار بود و آن را يك اثر دانست.برخيها بر اين عقيدهاند در فيلم كوتاه كارگردان بايد به طراحي و ارائه ماهيمي بپردازد كه از دامنه و گسترة محدودتري برخوردار باشد. اين عده حتي فيلم كوتاه را بيشتر يك اثر تجربي براي آموختن زبان سينما مي دانند و فيلم كوتاه را همان فيلم تجربي تلقي مي كنند. در برخي موارد هم مشاهده شده كه تا حرفي از فيلم كوتاه به ميان مي آيد ذهنيت برخيها به اين سمت و سو مي رود كه سازندة فيلم فردي جوان و يا حداكثر ميانسال است. اما حقيقت آن است كه دنياي فيلم كوتاه مرز سني ندارد و هر كسي در هر شرايط سني مي تواند در اين عرصه به ارائه اثر بپردازد . همچنانكه نويسندة يك رمان چند صد صفحهاي در سن كهولت ، داستان كوتاه يك صفحهاي هم مي نويسد، يك كارگردان صاحب تجربة پا به سن گذاشته هم مي تواند. فيلم كوتاه استعداد و ظرفيت و توان اين را دارد كه عاليترني مفاهيم ذهني و فكري را به تصوير بكشد و در اين راه حتي همدوش و همپاي سينماي بلند گام بردارد. هر چند كه هنوز فرهنگ تماشاي فيلم كوتاه و چگونه فيلم ديدن در نزد مردم ما آنچنان كه خواستة دل و ايدهآل ذهن است فراگير نشده و بعنوان يكي از نيازهاي فرهنگي روز جامعه محسوب نگرديده است. اما فيلمساز فيلمش را مي سازد و مي خواهد با انتقال مفهوم به مخاطب ، بصورت مستقيم و يا غير مسقيم علاوه بر ايجاد زمينة تفكر ايجاد حساسيت نموده و شرايط تقويت، ترميم و يا تغيير رفتار در او پديد آورد كه اين مهم با چگونه انديشيدن فيلمساز ارتباط لاينفكي داد. زيرا بحث انديشه صواب و ناصواب هم خود حكايتي ديگر است كه پرداختن به آن مقال وفرصتي ديگر را مي طلبد.