چند سالي است كه تعطيلي سينما خبر چندان مهيج و عجيب و غريبي نيست و ديگر كسي نسبت به اين خبر حساسيتي نشان نمي دهد در سالهايي نه چندان دور يادمان نمي رود كه اگر سالن سينمايي در يكي از شهرها بنابر دلايل موجهي مثل تعميرات، بازسازي صندليها و ترميم سيستم فني چند روزي تعطيل مي شد مردم نسبت به اين قضيه واكنش نشان داده و علاوه بر اينكه خواستار بازگشايي سينما مي شدند از مسئولين مربوطه هم پاسخي قانع كننده مي خواستند اما ديگر همه اين مسائل در آلبوم خاطرات و دفترچههاي قديمي رفته و اگر صدها شهر هم سالنهاي سينمايشان تعطيل شود آب از آب تكان نمي خورد. در اوايل دهه هفتاد كه بحث حذف يارانه از فيلمهاي سينمايي ايراني پيش آمد اولين زنگ خطر براي سينماي ايران نواخته شد و اعتراضهاي تهيهكنندگان، سرمايه گذاران و كارگردانان سينما به جايي نرسيد و بعبارتي فرياد وااسفاي سينماگران را كسي نشنيد و آن ايام سياستگزاران سينمايي كشور بر اين باور پا فشاري مي كردند كه حذف يارانه باعث تقويت صنعت سينما شده و راههاي استقلال اقتصادي در سينماي ايران هموار مي شود در همان روزها اهالي سينما بر اين عقيده بودند كه ديگر بايدفيلمها را دم كوزه گذاشت و آبش را خورد . چرا كه علاوه برچند برابر شدن نرخ بليطهاي سينما كه باعث كاهش شديد استقبال تماشاچيان فيلمها مي شود هزينه هاي توليد فيلم نيز بطور سرسامآوري افزايش پيدا مي كند از طرفي هم مضمون و محتواي آثار سينمايي دچار افت شديدي خواهد شد از اين رو ركود در صنعت سينماي ايران كاملاً قابل پيشبيني و اجتنابناپذير است. هنوز يك دهه از اين بحث و جدلها نگذشته بود كه كمكم مقابل گيشه سينماها بجز در مواردي استثنايي و محدود مانند همين مورد اخير فيلم مارمولك كه بنابر دلائل بازتابهاي سياسي و اجتماعي انگيزه و وسواس مردم را براي تماشاي فيلم چند برابر كرد از صفهاي طولاني تماشاچيان خبري نشد و عليرغم افزايش غيرقابل تصور بهاي بليط فيلم، آنچنان كه بايد و شايد بازار فروش فيلم رونق چنداني نداشت و بسياري از سرمايهگذاران و تهيهكنندگان از اين كار عقبنشيني كردند. عدهاي از كارشناسان بوجود آمدن شبكه ويدئوهاي خانگي و سهلالوصول شدن سيدي و نوار كاست فيلمها را موثرترين عامل ركود سالنهاي سينما عنوان مي كنند اين كارشناسان معتقدند اگر روزي برنامه شبكه ويديويي از سيستم خارج شود بار ديگر سالنهاي سينما رونق دوباره خود را باز مي يابند اين كارشناسان اگر به سينماي كشورهاي ديگر نظري بيندازند مسلماً خواهند ديد كه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه جهان عليرغم وجود شبكههاي متنوع ويدئويي و توليد فيلمهاي خانگي و تلويزيونهاي كابلي، سالنهاي سينماهايشان مملو از جمعيت است و در هيچ سينمايي هم بخاطر عدم وجود تماشاچي تخته نشده است بايد اين حقيقت را پذيرفت كه يكي از بزرگترين و اساسيترين مشكلات را سينماي ايران با سياستهاي صدا و سيما داشته است در شرايطي كه يكي فيلم سينمايي كه بري مخاطب ساخته شده امكان تبليغ از گستردهترين رسانه تصويري جامعه را پيدا نكند چگونه مي توان انتظار داشت كه علاقمندان براي ديدن آن فيلم در جلوي گيشه سالنهاي سينما صف بكشند؟ فرسوده شدن ساختمان سينماها را نيز مي توان از مهمترين علل ركود فروش فيلمها دانست كه در كنار آن قديمي شدن و از كارافتادگي سيستمهاي فني پخش نيز عامل موثري است كه انگيزه مردم را براي تماشاي فيلم با كيفيتي نامطلوب به صفر رساند. از سويي ديگر تنزل محتوايي فيلمها و نوعي بازگشت آرام به فيلم فارسي توسط برخي از كارگردانهان آن دوران و بعضي از كارگردانان جوان و تازه به دوران رسيده سينماي بعد از انقلاب كه سير سوژه هاي دست چندم عشقي و خانوادگي شدند باعث شد تا دلزدگي علامندان سينما نسبت به فيلمها روز به روز بيشتر شود هر چند كه توجيه تهيه كنندگان و سازندگان اين نوع فيلمها همان موضوع مشكل هزينه و بازگشت سرمايه مي باشد.با مسائلي كه عنوان شد و دلائل ريز و درشت ديگري كه در اين راه وجود دارد اگر سياستگزاران و برنامهريزان سينماي كشور در آيندهاي نزديك اقدام موثري را انجام ندهند و راهحل مناسبي براي رفع اين بحران پيدا نكنند دور از انتظار نخواهد بود كه روزي تمامي سالنهاي سينماهاي كشور به پاساژ و مغازه تبديل شود شايد هم روزي برسد كه سينما را در دفترهاي يادبود و موزهها جستجو كرد.