سینما و تلویزیون بر لبه تیغ!
چاپ ايميل
سینما و تلویزیون بر لبه تیغ!

یكی از مسائلی كه در سینما و تلویزیون به چشم می آید این است كه تا فیلم و سریالی با سوژه ای خاص در جامعه با اقبال عمومی روبرو می شود بدنبال آن فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی گوناگونی حول آن محور تولید می شود كه ثمره ای جز دلزدگی در نزد تماشاچیان نتیجه سودمند دیگری ندارد.
این قضایا همه بر این نكته تأكید دارد كه به شناختی واقعی از جامعه در سینما و تلویزیون نرسیده ایم در ابتدای این نوشتار هم عنوان شد كه ضعف فیلمنامه و فیلمنامه نویسی خلاء بزرگی به شمار می آید كه با رفع آن می توان گامهای بلند و موثری در پویایی فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی برداشت و به آن شناخت واقعی جامعه كه از آن یاد كردیم دست پیدا كنیم چرا كه تلاش هنرمندان كار برای پاسخ دادن به نیازهای مختلف است.
ار آنطرف هم مردم جزء اصلی جامعه به شمار می آیند پس به هیچ عنوان نمی توان مرزی بین این دو عنصر مهم قائل شد چون این دو در ارتباط متقابل با هم هستند بعنوان مثال بسیاری از معضلات و نارساییهای اجتماعی را می توان در قالب فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی مطرح كرده و راه حلهای حل آن مسأله را بررسی نمود . از سوی دیگر بسیاری از هنجارهای اجتماعی را نیز می توان برجسته نمود تا برای پایبندی و عمل به آن تقید بیشتری صورت پذیرد . در حقیقت این یكی از نمونه های كار كرد مهم و اساسی اجتماعی این رسانه هاست كه در دنیای امروز از نقش سازنده ای برخوردار می باشد.
از جمله كارهایی كه در راستای كیفیت بخشی به فیلم سینمایی و سریالهای تلویزیونی می توان انجام داد عدم صدور مجوز برای ساخت فیلمنامه های ضعیف می باشد زیرا با تصویب این نوع فیلمنامه هاست كه آثاری غیر مطلوب تولید می شود.
در كمال تأسف باید گفت بسیاری از كارگردانان سینمایی ایران نویسنده فیلمنامه فیلم هایشان هستند كه این كار تبدیل به یك سنت شده و درصد بالایی را در سینما و تلویزیون كشورمان به خود اختصاص داده است و جالب اینكه این دسته از كارگردانان مدعی هستند فیلمنامه خوب در اختیارشان قرار نمی گیرد برای همین خود دست به قلم شده آنچه از فیلمهای آنسوی مرزها بخاطر سپرده اند را با رنگ و لعابی ایرانی بر روی كاغذ می آورند كه به نوعی می توان نام آن را فاجعه نهاد چرا كه كوچكترین نشانی از اقتباس یا برداشتی صحیح در آن به چشم نمی خورد از سویی دیگر به جرأت می توان گفت تعداد اندكی از سینماگران كشورمان هستند كه علاوه بر موفقیت در كارگردانی در فیلمنامه نویسی نیز آثاری در خور توجه از خود به به جای گذاشته اند با این اوصاف هنگامی که یك فیلمنامه نویس به جای شناخت و تحلیل نیازهای روز جامعه ، حال و هوای گیشه را از نگاهش می بیند نه تنها مانع روند رو به رشد سینما شده بلكه آن را به ركورد می كشاند گاهی اوقات فروش كذایی برخی از فیلمها كه صرفاً جز آلبومی از تصاویر ویترینی بازیگران خوش چشم و لب و ابروی آن فیلم نیست این شبهه را در ذهن برخی ها ایجاد می كند كه فیلم مخاطب پسند چگونه فیلمی است ؟
در سالهای آغازین دهه هفتاد كه بحث حذف رایانه از سینما پیش آمد بیشترین نگاهها نگران وضعیت گیشه بود كه چگونه و از چه راهی می توان مردم را با توجه به افزایش قیمت بلیطها به سالن های سینما كشاند . در ان زمان ركود اقتصادی شدیدی در سینمای ایران پیش بینی می شد كه حتی ممكن بود آن را به پایین ترین سطح ممكن بكشاند . در این اوضاع برخی از تهیه كنندگان و سرمایه گذاران عجولانه دست به كار شده و بر روی آثاری سرمایه گذاری كردند كه به جز یك مشت تصاویر از انفجارها ، تیر اندازی و آتش بازی با سلاح های عجیب الخلقه ، تصادف و پرت نمودن اشین های اوراقی از ارتفاعات به عمق دره ها و زد و خورد های كوچه بازاری سبك فیلم فارسی ، عشق و عاشقی و … برای جذب و دلخوشی تماشاچی حاصل دیگری در بر نداشت ، جالب اینكه تعداد محدودی از این آثار مورد استقبال عمومی قرار گرفت و بقیه هم در عین ناباوری سرمایه گذاران فیلم ها با شكست تجاری پیش بینی نشده ای رو به رو شدند.
در همان ایام عده ای از فیلمسازان صاحب اندیشه به جای درگیر شدن به حواشی سینما با فراغ خاطر به هنر فیلسازیشان پرداخته و آثاری را خلق نمودند كه هنوز پس از گذشت چندین سال از آن زمان از این آثار به عنوان نمونه ای شاخص سینمای ایران یاد می شود استقبال منتقدین و مردم از فیلمها نیز مهر تأییدی بر این موضوع است كه سینماگر صاحب فكر و اندیشه هرگز در قید و بند بایدها و نباید ها دست به اشحار نزده و هنرش را قربانی آن نمی كند اكنون كه سینمای ایران به پشتوانه استعداد و خلاقیت جوانان صاحب اندیشه قدمهای رشد را اندك اندك بر می دارد انتظار می رود این روند مطلوب ادامه داشته باشد و سینمای ایران هویت اصلی خود را به دست آورد و هر چند كه در این راه آسیبهای فراوانی دامنگیر آن خواهد شد و با چالش های گوناگونی خواه ناخواه رو به رو می گردد به هر تقدیر اكنون زمانی است كه سینمای ایران بر لبه تیغ قرار دارد و چه بسا با لحظه ای غفلت زخم درمان ناپذیری بر پیكره آن وارد آید كه سالهای سال درمانی برای آن نباشد در این میان وقت نظر و حمایت های مادی و معنوی سیاستگذاران ، برنامه ریزان و مجریان امور فرهنگی و هنری كشور نقش ارزنده و سازنده ای برای حفظ و نجات سینما از چنین حوادث و بحرانهایی دارد كه امیدواریم با این اوصاف سینمای ایران زنده و پایدار رو به آینده قدم بردارد

نظرات
نام:
ايميل
آدرس سايت:
نظر :
كد امنيتي



قبلي   بعدي
صفحه اصلي
درباره من
سياسي
اجتماعي
نقد
فرهنگي و هنري
تماس با ما
گالري
جستجو
پيوندها

سايت خبري مازندنيوز