افتخار آفرینی یک کیاسری هنرمند دیگر!
افتخار آفرینی یک کیاسری هنرمند دیگر!
مهدی زمانپور کیاسری؛دوست عزیز و خوبم،همکلاسی دوران مدرسه از ابتدایی تا دبیرستان که با ساختن فیلم مستند "مشتی اسماعیل" در کمتر از چند ماه توانست پانزده تندیس و جایزه را از جشنواره های معتبر سینمایی کسب نماید.
مهدی کارشناس ارشد کارگردانی از دانشکده صدا و سیما هست که تاکنون نزدیک به 90 کار مستند و داستانی کوتاه برای تلویزیون تولید نمود.

برای مهدی عزیز در تمام عرصه های کار و زندگی آرزوی بهروزی و پیروزی دارم.

 

حضور همزمان "پیرننا" در دو جشنواره تئاتر
حضور همزمان

جدیدترین نمایشنامه علیرضا سعیدی کیاسری تحت عنوان: "دغدغه های کوچک و بزرگ پیرننا در شب یلدا " به دو جشنواره تئاتر راه یافت 

این نمایشنامه که توسط نیما افضلی کارگردان جوان و خلاّق ساروی برای اجرا طراحی و آماده شده و مریم آقاجانی بازیگر جوان و با استعداد تئاتر،رادیو و تلویزیون در آن به ایفای نقش می پردازد، در دومین جشنواره استانی تئاتر تک که توسط حوزه هنری مازندران برگزار می شود، به روی صحنه خواهد رفت.بنابر اعلام روابط عمومی این جشنواره،72 متن به دبیرخانه ارسال شده است

هم چنین نمایشنامه "دغدغه های کوچک و بزرگ پیرننا در شب یلدا " در دومین حضور خود، برای نخستین جشنواره تئاتر سارویه نیز پذیرفته شده و در این جشنواره اجرا می شود که بهمن ماه جاری در مجتمع فرهنگی و هنری ارشاد ساری برگزار خواهد شد

 

 


سعیدی کیاسری نگارش تازه ترین نمایشنامه خود را به پایان رساند
سعیدی کیاسری نگارش تازه ترین نمایشنامه خود را به پایان رساند

علیرضا سعیدی کیاسری نگارش تازه ترین نمایشنامه خود تحت عنوان"دغدغه های کوچک و بزرگ پیرننا در شب یلدا" را به پایان رساند.

این نمایشنامه قصه پیرزنی بنام "پیرننا" را روایت می کند که کارش سیزی فروشی در بازار روز است و شب یلدا را با رویای پسر از دست داده اش می گذراند.

نمایشنامه "دغدغه های کوچک و بزرگ پیرننا در شب یلدا" که با یک پرسوناژ روایت می شود قرار است یهمن ماه امسال در اولین جشنواره تئاتر "سارویه" که ارشاد اسلامی ساری و جشنواره تئاتر"تک" که حوزه هنری مازندران برگزار می کنند به روی صحنه برود.

کارگردانی این نمایشنامه را نیما افضلی کارگردان خوش فکر و تحصیل کرده ساروی بر عهده دارد

 

 

هیات علمی چهارفصل تئاتر ایران به انتشارات نمایش پیشنهاد داد
چاپ نمایشنامه " آن روز که مردها به ورف چال رفتند"
چاپ نمایشنامه

هيئت علمي فصل دوازدهم  پروژه دائمي چهار فصل تئاتر ايران با موضوع نمايشنامه هاي خوش ساخت متشكل از دکتر شهرام زرگر، نادر برهاني مرند و ايوب آقاخاني پس از بررسي نمايشنامه هاي بدست آمده از كارگاه هاي اين فصل نمایشنامه " آن روز که مردها به ورف چال رفتند" نوشته علیرضا سعیدی کیاسری به همراه هشت نمایشنامه دیگر از نمایشنامه نویسان سراسر کشور  را به انتشارات نمايش پيشنهاد داد تا جهت چاپ اين آثار اقدام صورت گیرد

اسامی این نه عنوان نمایشنامه به شرح زیر است:

×
آن روز که مردها به "ورف چال" رفتند... / علیرضا سعیدی کیاسری
×
در قتلگاه ميرقصم / وحيد درويشي
×
فصل گريه / مرجان موسي ن‍ژاد
×
خوابم و خواب نيستم / شقايق مدي
×
مشروطه صغير / امير حسين طاهري
×
كاش مي دانستم كجايي... / كامران شهلايي
×
مرثيه اي براي بهاره / محمد رسائلي
×
شبيه شيدا / علي پوريان
×
اين مصر يوسف نميخواهد / پرستو آزاد

شایان ذکر است دوازدهمین دوره چهار فصل تئاتر ایران مهر ماه گذشته در تالار تئاتر شهر تهران برگزار شد

 

"سیونسوم" مورد استقبال منتقدان و مخاطبان قرار گرفت

مسئول واحد هنرهاي نمايشي حوزه هنری مازندران از اجرای موفق نمایش " آفتاب بر زمين سيونسوم نمي تابد " درهشتمين جشنواره سراسري تئاتر ماه  خبر داد.

رستم كياكجوري با اشاره به اجراي موفق نمایش" آفتاب بر زمين سيونسوم نمي تابد " گفت : این نمایش به نويسندگي عليرضا سعيدي كياسري و كارگرداني ياسر محمودي ،با اجراي مطلوب توانست ضمن به نمایش گذاشتن بخشي از فرهنگ و بوم مازندران ، نظر بسیاری از منتقدان و مخاطبان را به خود جلب نماید 

وی افزود: نمایش" آفتاب بر سرزمين سيونسوم نمي تابد "با کسب شش جایزه از هشتمین جشنواره استانی تئاتر بومی تیرنگ توانست بعنوان نماینده مازندران در جشنواره سراسری ماه که آبان ماه در تهران برگزار شد حضور یابد.

شایان ذکر است علیرضا سعیدی کیاسری رتبه اول نمایشنامه نویسی را ازهشتمین جشنواره استانی تئاتر بومی تیرنگ مازندران کسب کرد.

 

 

شعر خوانی سعیدی کیاسری در حلقه رندان
شعر خوانی سعیدی کیاسری در حلقه رندان

عصر دوشنبه 30 آبان سومین محفل طنز در حلقه رندان با حضور طنزپردازان برجسته کشور در آمفی تئاترحوزه هنری مازندران برگزار شد

در این مراسم  که با استقبال فراوان اصحاب فرهنگ و هنر و علاقه مندان همراه شد، سید علی میرفتاح ناصر فیض، حسن شعبانی، عبدالجواد موسوی، عبدالرضا موسوی، جواد نوری و کاوه جوادیه اشعار طنزخود را خواندند.

علیرضا سعیدی کیاسری نمایشنامه نویس و روزنامه نگار ساروی و نیز رحمت الله حسن پور از جمله شاعران مازندرانی بودند که اشعارطنز خود را قرائت کردند


طلوع آفتاب سیونسوم در ماه!
طلوع  آفتاب سیونسوم در ماه!
اجرای نمایش "آفتاب بر زمین سیونسوم نمی تابد"
نویسنده: علیرضا سعیدی کیاسری
کارگردان:یاسر محمودی
بازیگران:مصطفی اژدرپور منفرد،قاسم رجبی،محمد جواد رحمانی،ندا حبیبی،اسماعیل عظیمی
زمان اجرا:17عصر دوشنبه 23 آبان 1390
مکان اجرا:تهران _ نبش خیابان حافظ و سمیه _ تماشاخانه مهر حوزه هنری
کاری از گروه تئاتر صحنه ساری
برنده شش جایزه از هشتمین جشنواره تئاتر تیرنگ مازندران و برگزیده حضور در بخش مسابقه هشتمین جشنواره سراسری تئاتر ماه


گزارش تصویری نمایش "آفتاب بر زمین سیونسوم نمی تابد"
گزارش تصویری نمایش برای دیدن همه تصاویر نمابش"آفتاب بر زمین سیونسوم نمی تابد" به بخش گالری مراجعه فرمایید
سعیدی کیاسری رتبه اول نمایشنامه نویسی جشنواره تئاتر تیرنگ را کسب کرد
سعیدی کیاسری رتبه اول نمایشنامه نویسی جشنواره تئاتر تیرنگ را کسب کرد

در آیین پایانی هشتمین جشنواره استانی تئاتر بومی تیرنگ که روزهای 22 و 23 مهرماه جاری در حوزه هنری مازندران برگزار شد، علیرضا سعیدی کیاسری با نگارش متن "آفتاب بر زمین سیونسوم نمی تابد" رتبه اول نمایشنامه نویسی به خود اختصاص داد و موفق به دریافت تندیس و دیپلم افتخار جشنواره شد.

همچنین محمد یوسفی برای نمایشنامه "تابوت" رتبه دوم را از آن خود کرد و فاطمه مکاری نیز برای نمایشنامه "دار" رتبه سوم را کسب نمود.

شایان ذکر است سعیدی کیاسری پیش از این نیز در اولین دوره جشنواره تیرنگ برای نگارش نمایشنامه"لَله وا نوای عشق" رتبه سوم نمایشنامه نویسی و در دوره هفتم این جشنواره با نگارش نمایشنامه"آنروز که مردها به ورف چال رفتند" دیپلم افتخار تیرنگ را بدست آورده بود.

نمایش"آفتاب بر زمین سیونسوم نمی تابد" به کارگردانی یاسر محمودی ضمن دریافت  هفت جایزه در بخش های مختلف از هشتمین جشنواره استانی تئاتر بومی تیرنگ، بعنوان اثر برگزیده جشنواره به هشتمین جشنواره سراسری ماه که آبان ماه جاری در تهران برگزار می شود راه یافت.

 

 

پیوند شگفت انگیز جهان قصه با دنیای کودک
پیوند شگفت انگیز جهان قصه با دنیای کودک

 قصه و افسانه يكي از نخستين زاده هاي طبع و ذوق بشر و قديمي ترين سند زندگي و تفكر و دگرگوني هاي حيات آدميزاد است و آغاز پيدايي آن تاريخي معين و قطعي ندارد. تنها مي توان حدس زد كه عمر آن با عمر آدمي برابر است و آدميزاد از روزگاري كه خود را شناخته، قصه ساخته، قصه گفته و قصه شنيده است و با آن كه آن را ثبت و ضبط نكرده، قصه خود از فراز و نشيب قرون و اعصار گذشته و سينه به سينه و دهان به دهان نقل شده تا به امروز رسيده است.
بشر پيوسته با قصه سرو كار دارد و آن را كليد گنجينه ي رازها و رمزهاي كهن مي داند. آدميزاد همان گونه كه نمي تواند از سايه ي خود جدا شود، از شنيدن قصه هم نمي تواند چشم بپوشد. مي خواهد از سرگذشت تلخ و شيرين نياگان و هم نوعان خويش با خبر شود.

قرن ها از داستان و تمثيل براي رساندن پيام استفاده شده است.كتاب هاي مذهبي پر از تمثيلات ، استعاره ها و قصه ها هستند.همه آنها تعاليم را به صورت  غير مستقيم  انتقال مي دهند يا مفاهيم پيچيده را به گونه اي ملموس بيان مي كنند.مردان و زنان خردمند در روستاها قرن ها از تمثيل و داستان استفاده كرده اند تا به سئوالي پاسخ كويند يا موضوع پيچيده اي را توضيح دهند.اين بخشي از فرهنگ شفاهي بود و آنها با داستان گفتن خرد و حكمت خود را در اختيار ديگران مي گذاشتند و از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شد.

در روزگاران کهن، تاریخ سنت‌ها، مذهب، آداب قهرمانی‌ها و غرور قومی به وسیله قصه‌گوها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد خانم سیما داد در کتاب فرهنگ و اصطلاحات ادبی ذیل کلمه ی قصه آورده است :قصه در لغت:  به معنی حکایت و سرگذشت است و دراصطلاح:  به آثاری اطلاق می شود که در آنها تاکید برحوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین آدمها و شخصیتها است .

  یکی از قدیمی‌ترین گفته‌ها درباره قصه کودکان، سخن افلاطون در کتاب جمهوریت است که این‌چنین به بیان اهمیت قصه برای کودکان می‌پردازد: باید پرستاران و مادران را وادار کنیم که فقط حکایت‌هایی را که پذیرفته‌ایم، برای کودکان نقل کنند و متوجه باشند که پرورشی که روح اطفال به وسیله حکایات حاصل می‌کنند، به مراتب بیش از تربیتی است که جسم آنها به وسیله ورزش پیدا می‌کند.

داستآنها و اشعاری که  کودکان می خوانند و می شنوند اثری عمیق در فکر و روحیه ی آنان می گذارد و ایشان را برای رویارویی با مسائل رشد و معاشرت با دیگران آماده می سازد و نیز در درک و فهم مشکلات  زندگی آنان را یاری می کند.داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم  ارزش هایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستآنها را تشکیل می دهند.

هر چه دوران کودکی ما با قصه و متل های بومی گذشت کودکان امروز در حسرت قصه های مادربزرگ و پدر بزرگ هستند و متل هایی که ما شنیدیم و درس گرفتیم برای گوش ها و مذاق آنها ناآشناست. رسم دوران ما بر این بود که بزرگتر خانواده بچه ها را دور خود جمع می کرد و برای آنان قصه و داستان تعریف می کرد.قصه گو هم با شناختی که از روحیات بچه ها داشت و بر اساس نیاز آنان، با مروری در ذهن خود قصه ای مناسب با حال و هوای آنان انتخاب و تعریف می کرد.

قصه می تواند همان عامل انگیزه بخش و تقویت کننده ی رشد شخصیتی کودکان باشد که بسیاری از والدین از آن غافل هستند . به عبارتی همان طور که برنامه ها و روش هایی برای تقویت انگیزه و خلاقیت برای بزرگ سالان وجود دارد، می توان از طریق قصه گویی برای کودکان ، به این هدف مطلوب دست یافت .

به گفته دکتر آرتور روشن " وقتی داستان از ریتم فیلم یا کارتون تعریف می شود ، بچه ها تقریباً هیچ امکانی برای بکارگیری تخیل خود ندارند. کارتون تخیل بچه ها را به کار نمی اندازد ، زیرا رنگ ، اندازه ، شکل و صدا از قبل برایشان مشخص است. اما وقتی گفته شود ، آن ها در قلعه ای زیبا زندگی می کردند ...." ، هر کودکی تجربه ای متفاوت و خاص از این جمله خواهد داشت و در خیال خود قلعه ای متفاوت خواهد ساخت. "

می توان به کودکان از طریق قصه ، درک  مسائل پیچیده ی زندگی را  برای کودک آسان کرد و به روش دنیای خودشان آموزش عالی داد . به گفته ی دکتر مری لوئیز لوندبری" قصه گویی  برای هرکس که بخواهد با کودکان ارتباط برقرار کند ، موهبت گرانبهایی است "

قصه در کودکان نقش و تأثیر بسیاری دارد که از جمله مهمترین آن می توان به:انتقال مفاهیم ،انتقال ارزش‌ها،اصلاح رفتارها،تقویت خلّاقیت، تقویت حس کنجکاوی،اصلاح رفتار،زبان آموزی،تعامل اجتماعی،پیوند فرهنگی،پرورش قدرت تخیل اشاره کرد

 

قصه به دلیل کشش، زیبایی و انگیزش کنجکاوی می‌تواند بسیاری از مفاهیم را به دنیای کودک انتقال بدهد. روش غیر مستقیم انتقال مفاهیم نه تنها باعث جذب بهتر و سریع‌تر مفاهیم به ذهن و زبان کودک می‌شود بلکه فهم آن‌ها را عینی‌تر و ساده‌تر می‌سازد.  به همین دلیل می‌توان داستان را از جدی‌ترین و بنیادی‌ترین روش‌های انتقال مفاهیم به دنیای مخاطب به ویژه کودکان دانست.

قصه ها به کودکان این اجازه را می دهند که از طریق تخیل دنیای جدیدی را تجربه کنند و همچنین این داستانها باعث یادگیری و شناخت شخصیتها، رویدادها، تعارضها، راه حلها و حتی در شکل گیری اصول اخلاقی و شخصیتی کودکان بسیار نقش دارد به طوری که بسیاری از افراد، از داستانهای دوران کودکی شان به عنوان رویایی تکرار ناپذیر یاد می کنند.

قصه پاسخی است به کنجکاوی انسان وکنجکاوی یکی از ابعاد فطرت انسان است. قصه، آیینه‌ای است که شنونده یا خواننده خود را در آن می‌یابد. انطباق، الگو برداری، همسان سازی وگاه بازگو کردن در تنهایی و یا نمایش قصه توسط کودکان، نشان دهنده همین ویژگی است.  علاوه بر این قصه‌ها پاسخی به نیاز انسان به آرامش نیز هستند و این که قصه از دیر باز تاکنون با لحضه‌های خواب پیوند داشته است به همین دلیل است. هم‌چنین آرزوها و آرمان‌ها نیز عمدتاً در داستان‌ها تحقق یافته‌اند

 

قصه، کودکان ما را به آب و خاك خود دلبسته مي كند و محبت به وطن را در جان و دل آنان مي روياند و زنده نگه مي دارد. به مدد قصه و از راه گوش، نوباوگان ما با چند هزار كلمه آشنا و مانوس مي شوند و پيش از رفتن به دبستان جمله سازي ساده و سخن گفتن بي پيرايه و شيرين را بي رنج و سختي مي آموزند، هوش و حافظه ي آنان به كار مي افتد، قدرت تخيلشان نيرومند و زاينده مي شود، با دنياي خارج پيوند پيدا مي كنند، درباره ي روابط ميان اشياء و اشخاص به تفكر مي پردازند، ذهنشان به حركت آمده كنجكاوي و خلاقيت پيدا مي كند، حس چاره جويي و چون و چراگويي و قدرت خلق و ابداع و علت يابي و معلول شناسي و توان استدلال و نتيجه گيري در آنان رشد مي يابد و بيدار مي شود، از جانوران و پرندگان نمي هراسند و با آنان دوست مي شوند و عواطف پاك و كودكانه شان شكل مي گيرد، حيوانات موذي و درنده را از جانوران بي آزار و دوست داشتني باز مي شناسند، با آداب، سنت ها، آيين ها، اصول اخلاقي و تربيتي زادبوم خويش پرورش مي يابند.

محققان متوجه شده اند که چگونه شخصیت ها و تمثیل ها و چهره های قصه ها می تواند بر سطوح ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه کودکان اثر بگذارد و آن ها را به سوی همان ساختار و دنیای قصه ترغیب کند. دکتر آرتور روشن، روان‌درمانگر و دانش‌آموخته‌ی دانشگاه واترلوی کانادا، در صفحه 14 کتاب قصه گویی آورده است: " می گویند روزی انیشتین به مادری برخورد کرد که از او راهنمایی می خواست . مادرشکوه می کرد که پسرش در یادگیری علوم چندان موفق نیست . دانشمند بزرگ در جواب گفت : " برایش قصه بگو ." مادر گفت :" ولی آقا درس علومش خوب نیست ." انیشتین توصیه اش را تکرار کرد :" برایش قصه بگو."

با اینکه مدرن شدن زندگی ها قصه گویی را رد خانواده ها کمرنگ کرده است با این حال توجه کودکان و حتی نوجوانان همچنان دوستدار قصه هستند.مشاهده کودکانی که از مادران و پدران بی حوصله خود طلب قصه می کنند خود شاهدی بر این مدعاست. همین امر لزوم توجه بیشتر به قصه و قصه گویی را  گوشزد می کند.

متخصصان روان شناسی ، قصه گفتن را برای تکامل مغز نوزادان و کودکان لازم می دانند و می‌گویند: با قصه‌گویی ، علاوه بر شناساندن صدای والدین ، صحبت کردن برای کودک راحت می‌شود و کلمات را صحیح و کامل ادا می‌کند دکتر"نرگس کچوئی " روان شناس، در گفت و گو با ایرنا گفت: والدین براین باورند که نوزادهیچ چیز را متوجه نمی‌شود و لازم نیست با او حرف بزنند، این در حالی که مغز نوزاد آماده برای پذیرش و یادگیری است و دوست دارد صدای والدین خود را بشنود و با محیط آشنا شود.

مرور مثنوی معنوی، شاهنامه، کلیات سعدی و گنجینه ادبیات فاخر و سنتی ایران زمین نشان می دهد حکیمان شاعر، قصه گویی در دل شعر و به روش نظم را برای رساندن پیام و حرف خود انتخاب کردند.گویا این بزرگان نیز می دانستند که ذات بشر از نصیحت فراری و خواهان شنیدن در لفافه و پیچیده در کلمات و واژه های غیر دستوری است.

قصه هاي ايراني يكي از كهن ترين نمونه هاي اصيل تفكر و تخيل مردم اين سرزمين و نشان دهنده كيفيت زندگي و مباحث ذهني و شادي و اندوه اين قوم به شمار مي آيد. مردم اين مرزو بوم، از روزگاران بسيار دور پندارها، باورها، افكار، آرزوها و تجربه هاي خود را در قالب قصه ريخته و آن را مانند گوهري ناياب و عزيز به مرور تراش داده اند و سطوحي بر آن افزوده و اجزايي از آن كاسته اند تا سرانجام به شكلي زيبا و تحسين انگيز در آمده و به دست ما رسيده است كه هر كدام از آن ها در عين سادگي و صفاي بي پيرايه چنان لطيف و دلكش است كه خواننده و شنونده را بي اختيار مجذوب مي سازد. يعني همان رمز و رازي كه در آفرينش بهت آور مينياتور ايران و رنگ هاي جادويي آن، همان طراوت و جلاي خيره كننده اي كه در نقش ها و رنگ هاي بديع كاشي كاري نهفته است، همان ظرافت ها و انحناهايي كه از انواع خط فارسي خوانده مي شود، همان زيبايي نجيب و تنوع خيال انگيزي كه در طرح هاي قالي، اين شاهكار هنر ايران و خاتم كاري همزاد ديگر آن ديده مي شود و جمله ي آن ها بيننده ي هنرشناس را به تحسين و شگفتي وامي دارد و به دنياي رازها و حال ها مي برد، در تار و پود اين قصه ها هم وجود دارد و بي شبهه به همين جهات است كه بي آن كه ثبت و ضبط شده باشد، همواره نقل و روايت شده تا به زمان حاضر رسيده است.

در کشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و داستآنها و افسانه های زیبا و آموزنده،اولیا و مربیان بیشترین وقت خود را به مسائل آموزشی کودکان اختصاص می دهند و دانش آموزان نیز در خانه و مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف یادگیری های غیر فعال کرده، از سختی و خشکی دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج می برند. بدین ترتیب اغلب اولیا و مربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت که پرورش انسان های خلاق، مبتکر و کارآمد است، باز می مانند.

آنچه مسلم است قصه گویی در ایران سابقه ای بس دیرینه و قدیمی دارد ، اما نفوذ عوامل و وسایل ارتباط جمعی و علاوه بر آن مسائل خاص حوزه های شهرنشینی ، موجب شده تا نقش قصه گویی در طول دوران و به ویژه در نظامهای آموزشی کم رنگ شود . همچنین به قصه گویی هنوز به عنوان یک فن نگاه نمی شود و در نظام آموزش و پرورش جایگاه شایسته ای برای قصه گویی به چشم نمی خورد . بسیاری از علاقمندان به این فن ، به تجارب خود متکی هستند و کمتر با روشهای علمی و اصول قابل قبول این فن آشنایی دارند .

 

منابع

 

1.            سنگری.محمدرضا، هدفها وشیوه های داستان پردازی در قرآن، مجله ادبیات داستانی شماره 26-27، 1372

2.            رحمان‌دوست، مصطفی؛ قصه‌گویی: اهمیت و راه رسم آن، تهران، رشد، 1377، چاپ سوم

3.             ناظمی، یحیی؛ ادبیات کودکان، تهران، چاپار، 1385، چاپ اول

4.            حجازی، بنفشه؛ ادبیات کودکان و نوجوانان، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، 1384، چاپ هشتم

5.            علی پور.م، آشنایی با ادبیات کودکان،تهران ، تیرگان، چاپ اول ، 1379

6.            پشت‌دار، علی‌محمد؛ قصه‌گویی و نمایش خلاق، تهران، دانشگاه پیام نور، 1376

7.            روشن،آرتور؛ قصه گویی،تهران ، جوانه رشد ،1385

 

 

فساد بی پایان در فوتبال ایران
فساد بی پایان در فوتبال ایران

گاه گاهی پای درد دل برخی از نخبگان رشته های علمی، فرهنگی، هنری و حتی ورزشی می نشینیم در می یابیم که برای سالها زحمت، تلاش و پشتکار آنها جهت دستیابی به موفقیتی بزرگ که موجب سربلندی و افتخار کشور می شود هیچ گونه سرمایه گذاری و پشتیبانی موثر و قابل توجهی صورت نمی گیرد و این شرایط باعث ایجاد دلسردی شان برای ادامه راه می شود اما در عوض برای بعضی از کارها که اما و اگرهای فراوانی در حاشیه آن وجود دارد بخش عمده ای از انرژی مثبت جامعه تلف شده و سرمایه ملی بیشماری نیز به هدر می رود این در حالیست که همین کار مناسب ترین زمینه و بهترین بستر برای رشد و تعالی جامعه است. فوتبال بعنوان یکی از هیجان انگیزترین رشته های ورزشی که در اقشار مختلف جامعه و در گروههای سنی مختلف طرفداران بسیار فراوانی دارد می تواند الگوی مطلوبی برای تفریح و نشاط و پرداختن به یک رشته ورزشی پر تحرک و نیز محملی جهت کسب مسائل اخلاقی و تربیتی باشد. اما انگار در کشور ما این روال در جهت عکس خود حرکت می کند و علی رغم حرفهای ویترینی بانیان ورزش که صحبت از اخلاق مداری در ورزش بویژه فوتبال می نمایند، هر روز اخبار نگران کننده ای در فوتبال ایران مشاهده می شود که گاهی از شنیدن این اخبار عرق شرم بر پیشانی می نشیند فحاشی تماشاگرنماها در ورزشگاهها، استفاده بعضی بازیکنان حرفه ای فوتبال از انواع مواد مخدر و مشروبات الکلی، حضور در پارتی های شبانه، رسوایی های اخلاقی، رفتارهای غیر ورزشی و مشمئز کننده در زمین بازی، توهین، افترا و غیبت به دیگران، فساد مالی در میان دست اندرکاران فوتبال و بسیاری از این مسائل تنها بخشی از مسائل مربوط به فوتبال امروز ایران است که وجود دارد اما امور اخلاقی و انسانی در طول سال کمتر از انگشتان یک دست است که در میان این همه بی اخلاقی اصلا به چشم نمی آید. با این اوصاف بیشترین سرمایه ورزشی کشور در فوتبال هزینه می شود و بازیکنان درجه چندم که این روزها حتی در لیگ های کشورهای حاشیه خلیج فارس هم جایگاهی ندارند قراردادهای چند صد میلیونی با باشگاهها منعقد می کنند که چندین برابر ارزش فنی آنان می باشد. با همه این اوصاف نیاز است تا یک خانه تکانی بزرگ در فوتبال ایران صورت گیرد تا اخلاق در آن حاکم شود.

 

 

سعیدی کیاسری در گفتگو با خبرگزاری فارس عنوان کرد؛
نابرابری اعتبارات مالی تئاتر تهران با استان‌ها
نابرابری اعتبارات مالی تئاتر تهران با استان‌ها

خبرگزاری فارس: نمایشنامه‌نویس و منتقد مازندرانی گفت: نابرابری اعتبارات مالی تئاتر تهران با سایر نقاط ایران، تضاد کاملا محسوسی با سیاست‌های تمرکززدایی دولت دارد که بسیار قابل تامل است.

علیرضا سعیدی کیاسری امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در ساری اظهار داشت: نویسندگان و نمایشنامه‌نویسان شهرستانی با مشکلات متعددی در بخش تولید و انتشار متون دست و پنجه نرم می‌کنند که لازم است متولیان تئاتر در استان‌ها توجه بیشتری به این مقوله داشته باشند.
وی خاطرنشان کرد: مازندران از ظرفیت بسیار بالایی در هنرهای نمایشی برخوردار است که امیدواریم متولیان امر با شناسایی استعدادها و پشتیبانی از فعالان تئاتر شرایط اعتلای این هنر را در استان فراهم آورند.
این نمایشنامه‌نویس خاطرنشان کرد: نابرابری اعتبارات مالی تئاتر تهران با سایر نقاط ایران، تضاد کاملا محسوسی با سیاست‌های تمرکززدایی دولت دارد که بسیار قابل تامل است.
سعیدی کیاسری اظهار داشت: بیشتر هنرمندان فعال در عرصه نمایش شغل ثابت و منبع درآمد قابل توجهی ندارند و پرداخت‌نشدن به موقع دستمزدهای اجرا و حضور در جشنواره مشکلات بسیاری را برای گذران زندگی برای آنان به‌وجود آورده است.
این منتقد تصریح کرد: عدم وجود دغدغه‌ای به‌نام تئاتر در نزد مسئولان از دلائل عمده و بارز مهجور ماندن تئاتر شهرستان است.
وی از نگارش دو نمایشنامه جدید در تابستان خبر داد و بیان داشت: تابستان امسال فصل پرکاری برایم بود و با حذف بسیاری از برنامه‌های جانبی، انرژی خودم را برای نگارش این نمایشنامه‌ها گذاشتم.
سعیدی کیاسری تصریح کرد: ماه پیش نمایشنامه«سنگی از آسمان» را با تم مذهبی به پایان رساندم که از زاویه‌ای متفاوت به روایت آنچه در غدیر خم گذشته، می‌پردازد
این نمایشنامه‌نویس با اشاره به مضمون نمایشنامه «جایی برای هم» اظهار داشت: در این نمایشنامه‌ زندگی چهار دسته از آدم‌ها از نسل‌های مختلف به صورت اپیزودیک روایت می‌شود که با بروز اتفاقاتی ناخودآگاه در کنار هم قرار می‌گیرند.
این منتقد خاطرنشان کرد: نمایشنامه دیگر من نیز با عنوان«آفتاب بر زمین سیونسوم نمی‌تابد» با ساختاری آیینی و بومی که اوائل سال جاری آن را نوشتم، هم‌اکنون توسط گروه تئاتر صحنه‌سازی برای حضور در هشتمین جشنواره سراسری تئاتر ماه در دست تمرین است.

 


به بهانه پخش سریالهای مناسبتی ماه رمضان تلویزیون
سال به سال دریغ از پارسال!
سال به سال دریغ از پارسال!

شناخت کاربرد و عملکرد رسانه های ارتباط جمعی  در جامعه و نقشی که آنها در جوامع بشری به عهده دارند .امر بسیار مهمی است و از طریق شناخت تأثیر گذاری ها و کارکردهای خواسته و یا ناخواسته رسانه های ارتباط جمعی، می توان به طرح برنامه های موثر برای استفاده مطلوب و عقلانی از این تکنولوژی پرداخت و در عین حال از اشتباهات و انحرافات که در جریان ارایه کارکرد رسانه ها به خورد شهروندان و جامعه داده می شود پرهیز کرد.از طرفی نیز ارایه راهکارها و طرح های مناسب، جهت سالم ساختن و افزایش نقش های مثبت و سازنده رسانه های جمعی در حرکت مطلوب جامعه، نیازمند شناخت عمیق وسایل ارتباط جمعی و حوزه کارکرد آنها در تحولات و فرایند تاریخی و زمانی است.

در سالهای اخیر توليد و پخش سريال هاي مناسبتي به يكي از مشخصه هاي بارز سیمای جمهوری اسلامی تبديل شده كه در رويدادهاي ملي و مذهبي مانند ماه رمضان، محرّم، دهه فجر و عيد نوروز صورت مي گيرد. اين روند در چند سال گذشته شكل برجسته تري به خودش گرفته و ظاهراً با تاكيد مسؤولين تلويزيون از اولويت هاي اين رسانه محسوب شده است. در ماه رمضان امسال نيز سه سريال با عناوين «سقوط یک فرشته»، «سی امین روز» ،«پنج کیلومتر تا بهشت»و «سه دونگ سه دونگ» به ترتيب از شبكه یک، دو ،سه و پنج سيما پخش شد. در اين فرصت قصد آن نيست به مسائل فني و تكنيكي اين سريال ها بپردازيم زيرا اظهر من الشمس است که بجز سریال «سی امین روز» که تقریبا یک سال و نیم پیش تولید شد هر يك از اين سريال ها با چه عجله و شتابي تهيه و توليد شده و به پخش رسيده است. حال آن كه با توجه معين بودن زمان پخش اين توليدات و تقويم زماني مشخصي كه براي مناسبت ها وجود دارد، نمي دانيم مسؤولان تلويزيون را چه مي شود تنها دو يا سه هفته مانده به اين مناسبت ها مثل ماه رمضان، تهيه و توليد سريال را در دستور كار خودشان قرار مي دهند و با عجله و شتابي قابل لمس آن را به آنتن پخش مي رسانند كه اين امر باعث كاهش كيفي اين سريال ها مي شود.

آنچه در ايام ماه رمضان  امسال با این سريالها به چشم آمد، افت كاملا محسوس تلويزيون در عرصه سريال سازي است. تا جايي كه حتي بيننده هاي عادي تلويزيون و آنهايي كه با امور فني و تكنيكي برنامه سازي بصورت تخصصي آشنايي ندارند بر اين مسأله تاكيد داشتند. اما اين به آن معنا نيست كه تمام تلاش و كوشش هنرمنداني كه اتفاقاً تجربه نسبتاً طولاني در سريالهاي تلويزيوني دارند را ناديده بگیریم

از سويي نيز برخي از مفاهيم و تاكيدها درخصوص مسائل دینی و مذهبی كه در اين سريال ها مطرح شد قابل تأمل بود و مي توانست با پرداخت و ساختاري محكم و مطلوب تر از اثرگذاري بهينه اي برخوردار شود و مخاطبين را تحت تاثير خود قرار دهد. ناگفته پيداست يكي از وظايف اساسي و مهم رسانه اي مانند تلويزيون رشد و ارتقاء سطح سواد بصري و آموزش غیر مستقیم در زمینه ها وعرصه هاي مختلف مي باشد. اما توليدات ماه رمضان تلويزيون گوياي چنين چيزي نبود و اگر با نگاه كاملا سرگرمي هم به اين سريال ها نگاه شود باز ضعف آشكار آن غير قابل چشم پوشي است

بدون شک پیام غیر مستقیم، خود از روشهای تربیتی است که شخص مربی پیام خویش را نه با صراحت بلکه به صورتی آن را به فرد یا گروه مورد تربیت خود منتقل می کند که در عین حالی که آن شخص یا گروه خطاب را متوجه خود احساس می کند از تحریک احتمالی احساسات و عواطف آنها و احیانا مقاومت در پذیرش آن نیز جلوگیری کرده است. اهمیت این شیوه در تربیت وقتی نمودار می شود که به کم اثر بودن روش مستقیم بویژه در جهان امروز و نسبت به نسل جوان توجه داشته باشیم.از این رو پرداختن به سوژه ها و موضوعات دینی و مذهبی در فضایی ماورایی با ارائه پیامهای مستقیم مذهبی و اخلاقی به بیننده که بی شباهت به سخنرانی نیست و گاهی به شوخی نزدیک می شود ديگر جذابيتي برای مخاطب به دنبال ندارد . بويژه در سال هاي اخير با توسعه و گسترش رسانه هايي نظير شبكه هاي ماهواره اي و اينترنتي كه فضاي انتخاب را براي مردم فراهم نموده اند كمتر كسي ملزم به تماشاي چنين سريال هايي مي شود و به راحتي با فشار دادن يك دكمه كانال ديگري را براي تماشا انتخاب مي كند. به عقیده" دنیس مک کوایل" در حوزه ارتباط جمعی و شناخت مخاطب پنج رویکرد اصلی وجود دارد که نحوه دریافت پیام ازمهمترین آن می باشد

از سویی نیزارائه پیام اخلاقی،یکی از ارکان اصلی سریالهای مناسبتی در ماه رمضان است،اما چگونگی انتقال این مفهوم و مظروفی که برای آن انتخاب می شود،می تواند کار را یا در حد اثری سطحی تنزل دهد و یا به اثری قابل تامل برای مخاطب تبدیل نماید.به بیان دیگر،انتقال مفاهیم ارزشی باید در لایه های زیری کار مستتر و از مستقیم گویی پرهیز شود.چون مخاطب امروز با هوشمندی آن را در می یابد. از این رو سریال های مناسبتی باید حس همذات پنداری تماشاگر را برانگیزند و اگر این اتفاق رخ ندهد،هیچ گاه در ذهن تماشاگرماندگار نخواهد شد

 شايد يكي از دلائل عمده افزایش مخاطبان شبكه هاي ماهواره اي فارسي زبان در سالهای اخیر همين ساده انگاري رسانه ملي در دست كم گرفتن مخاطب باشد كه باعث شده تا اين خانواده ها همين شبكه های ضعيف و گاهي مشمئز كننده را بر ديگر شبكه هاي داخلي ما ترجيح دهند

قدر مسلّم از عمده ترين دلائل ضعف تلويزيون در توليد سريال ها را در انحصاري نمودن آن براي افرادي خاص و مشخص دانست كه اين آدم هاي چند منظوره همانند فست فود غذا به خورد مشتري مي دهند و كاري به اين ندارند كه بعد از خوردن غذا چه اتفاقي براي مشتري مي افتد و اگر كارش به بيمارستان هم بكشد برايشان مهم نيست. اگر اين انحصار در امر سريال سازيهای مناسبتی بشكند، مسلماً با رقابت مطلوبي كه ميان سازندگان و توليدكنندگان برنامه ها به وجود مي آيد شاهد ارتقاء سطح كيفي فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني خواهيم بود.

اساساً آگاهی از فرایندهای شناختی مخاطبان ، از ضروری‌ترین وظایف در رساندن پیام و اطلاع رسانی است؛ چرا که علایق، میزان انگیزش، ‌بلوغ عاطفی، سوابق اجتماعی و تجارب گذشته آنها از عواملی هستند که همواره بر روش کار پیام رسان اثر می‌گذارند.از اين رو هرگاه فردی تصور کند بدون آگاهی از فرایند رشد ذهنی، عاطفی و اجتماعی مخاطبان  می‌تواند در انجام وظایف پیام رسانی خویش موفق باشد دچار اشتباه شده است.

در جهان امروز رسانه ها و نهادهاي فرهنگي آن چنان متعدد و متنوع هستند كه دامنه اختيار و انتخاب مخاطبان بسيار گسترده شده است. بنابراين، به طور طبيعي بايد دغدغه رسانه ها در مورد جذب و حفظ مخاطب افزايش يابد. زيرا اگر رسانه اي نتواند مخاطب را «ترغيب، ارضاء و متقاعد» سازد، مخاطب به جستجوي رسانه هاي رقيب خواهد رفت.به هر تقدير اميدواريم مسؤولان و برنامه ريزان تلويزيون در تهيه و توليد سريال ها و فيلم ها بويژه در توليدات مناسبتي بجاي بحث كمي پر نمودن تايم آنتن، به كيفيت فني و محتوايي برنامه ها نيز بينديشند تا روز به روز مخاطبين فهيم خودشان را بيشتر از پيش از دست ندهند هر چند كه همه واقفيم تهيه و توليد فيلم و سريال هاي تلويزيوني امري سخت و دشوار است تا رضايت خاطر مخاطبين فراهم آيد.

 

 

در گفتگو با سایت ایران تئاتر عنوان شد؛
نگارش دو نمایشنامه جدید به قلم سعیدی کیاسری
نگارش دو نمایشنامه جدید به قلم سعیدی کیاسری

علیرضا سعیدی کیاسری نمایشنامه‌نویس و منتقد مازندرانی دو نمایشنامه "جایی برای هم"و "سنگی از آسمان"را نوشت.

سعیدی کیاسری در گفت‌وگو با سایت ایران تئاتر، با اشاره به مضمون نمایشنامه "جایی برای هم" گفت: «در این نمایشنامه‌ زندگی چهار دسته از آدم‌ها از نسل‌های مختلف به صورت اپیزودیک روایت می‌شود که با بروز اتفاقاتی ناخودآگاه در کنار هم قرار می‌گیرند.»
وی یادآور شد: «تابستان امسال فصل پرکاری برایم بود و با حذف بسیاری از برنامه‌های جانبی، انرژی خودم را برای نگارش این نمایشنامه گذاشتم.»
این نمایشنامه‌نویس در ادامه عنوان کرد: «ماه پیش نمایشنامه "سنگی از آسمان" را با تم مذهبی به پایان رساندم که از زاویه‌ای متفاوت به روایت آنچه در غدیر خم گذشته، می‌پردازد.»
وی خاطر نشان کرد: «نمایشنامه دیگر من نیز با عنوان "آفتاب بر زمین سیونسوم نمی‌تابد" با ساختاری آیینی و بومی که اوائل سال جاری آن را نوشتم، هم اکنون توسط گروه تئاتر صحنه سازی برای حضور در هشتمین جشنواره سراسری تئاتر ماه در دست تمرین است.»
سعیدی کیاسری در پایان اظهار کرد: «نویسندگان و نمایشنامه‌نویسان شهرستانی با مشکلات متعددی در بخش تولید و انتشار متون دست و پنجه نرم می‌کنند که لازم است متولیان تئاتر در استان‌ها توجه بیشتری به این مقوله داشته باشند»

 

طرح نمایشی علیرضا سعیدی کیاسری در چهار فصل تئاتر ایران
طرح نمایشی علیرضا سعیدی کیاسری در چهار فصل تئاتر ایران

هيات علمي فصل دوازدهم پروژه چهار فصل تئاتر ايران، ‌٢٢ طرح از ‌١٠ استان كشور را براي حضور در اين فصل تاييد كرد.

به گزارش خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، هيات علمي فصل دوازدهم از پروژه دائمي چهار فصل تئاتر ايران كه دومين فصل سال ‌٩٠ به شمار مي‌آيد، بعد از بررسي طرح‌هاي رسيده به اين فصل ‌٢٢ طرح از ‌١٠ استان كشور را براي حضور در اين فصل مورد تاييد قرار داد.

اين فصل به نمايشنامه‌هاي خوش ساخت اختصاص دارد  و كارگاه‌هاي آن با حضور اعضای هيئت علمي از جمله:شهرام زرگر،‌نادر برهاني مرند و ايوب آقاخاني در دهه سوم شهريورماه برپا مي‌شود.

به گفته ايوب آقاخاني مدير پروژه دائمي چهار فصل تئاتر ايران ، هيئت علمي فصل پس از بررسي طرح‌هاي دريافتي، اسامي زير را به براي ورود به مرحله‌ي بعد و نگارش نمايشنامه نهايي معرفي کرد که اين افراد باید تا پايان روز پانزدهم شهريور ‌١٣٩٠ نمايشنامه‌هاي اوليه‌ي خود را ثبت كنند.

 هيئت علمي فصل پس از بررسي طرح هاي دريافتي، اسامي زير را به براي ورود به مرحله ي بعد و نگارش نمايشنامه نهايي معرفي کرد. طرح های برگزیده نمایشی فصل دوازدهم چهار فصل تئاتر ایران عبارتند از:

ـ آن روز که مردها به ورف چال رفتند» عليرضا سعيدي کياسري / مازندران

- عروس دريايي / حيدر مظفري / بوشهر

- به حکم حاکم ترنا / فرهاد ارشاد / فارس

- خانه خاكستري / آرش منصوري و معصومه بساطي / کرمانشاه

- بي نام / مجيد مژدهي/ گيلان

- مرگ دختر بلقيس / مرتضي دستمرد / کهكيلويه و بويراحمد

- سايلنت / جليل اميري / كرمان

- چهاري که پنج شد / طاها سرفراز / سمنان

- نوبتي هم باشه , نوبتِ سهراب کُشي / زهرا كشاورزي / فارس

- عاقبت چهل سالگي / سلمان رفيعي / فارس

- عبور از مه / کيوان سلحشوري مهر / گيلان

- شبي از شبهاي چمخاله / شيرين اخباري / گيلان

- مشروطه صغير / امير حسين طاهري / كرمان

- خوابم وخواب نيستم / شقايق مدي / كرج

- فصل گريه / مرجان موسي نژاد / گيلان

- در قتلگاه مي رقصند / وحيد درويشي / گيلان

- آهسته مي‌آيم، بلند نشو / پرستو آزاد / گيلان

- شبيه شيدا / علي پوريان / آذربايجان شرقي

- راه مرور فرزندان خاك / مهدي مددي / آذربايجان شرقي

- كاش ميدانستم كجايي / كامران شهلايي / كرمانشاه

- بازگشت / محمد رسائلي / گيلان

- پرستوهاي مخمل کوه / نعمت اسدي / كرمانشاه

 

ابتدا قبلي 1 2 بعدي انتها

صفحه 1 - 25 از 32
صفحه اصلي
درباره من
سياسي
اجتماعي
نقد
فرهنگي و هنري
تماس با ما
گالري
جستجو
پيوندها

بروز رساني :جمعه 23 دي 1390


سايت خبري مازندنيوز