در سوگ قاسم قتبری نیا پیشکسوت تئاتر مازندران

 

و اين بار دست مرگ بر قامت كسي كشيده شده كه نبودنش همواره ناباوري خواهد بود بر دل خانواده و دوستانش و نيز خانوادة بزرگ فرهنگ و هنر .
وقتي آن شب خبر درگذشت قاسم قنبری نیا را شنيدم ، تصور كردم يا شايد هم دلم خواست تصور كنم كه اشتباه شنيده ام يا اشتباه خوانده ام، اما هيهات كه نه اشتباه شنيده بودم و نه اشتباه خوانده بودم....ادامه

فیلم کوتاه عرصه تبلور اندیشه

معمولاً در فيلم‌هاي بلند و كوتاه كمترين و بيشترين توقعي كه از فيلمساز وجود دارد اين است كه با توجه به شرايط و امكاناتي كه براي كار فراهم ساخته است بتواند خوب حرف بزند و در ضمن حرف خوبي هم براي گفتن داشته باشد. بالطبع « حرف خوب» از تفكر و انديشه فيلمساز سرچشمه مي گيرد كه نشانگر قدرت انديشيدن و تعطيل كردن وي از پيرامون جامعه‌اي كه در آن زندگي مي كند است......(ادامه)

تعامل دو سويه دين و هنر با نگاهي به هنرهاي نمايشي
تعامل دو سويه دين و هنر با نگاهي به هنرهاي نمايشي

مقدمه

مورخان هنر كه عنوان هنر ديني را به هر اثر هنري داراي موضوع مذهبي مي دهند،از ياد مي برند كه هنر اساسا قالب و صورت است و اين امر كه موضوع يك هنر از حقيقتي روحاني مايه گرفته باشد براي ديني ناميدنش كافي نيست.بلكه بايد زبان صوري آن هنر نيز از همان سرچشمه سيراب شده باشد تا بتوان ديني اش خواند.

دين و هنر در تاريخ حيات فرهنگي انسان و در ذهن و روح او قدمتي برابر دارند. با اين همه، گرچه صرف «همراهي» دو رويكرد ـ در اين جا رويكرد انسان به دين و هنرـ به مفهوم تعامل و اثرگذاري آن ها برهم نمي تواند باشد، اما اين نكته كه براي ساخت هنر ديني هنرمند مي‌بايست هم با مقوله دين آشنا باشد و هم با مقوله‌ي هنر پذيرفتني به نظر مي رسد، گرچه تعريف دين همواره با دشواري هايي همراه بوده است...........(ادامه)

شهر امن و امان است......
شهر امن و امان است......

امروز صبح باز هم مثل همیشه آفتاب با هماهنگی قبلی و مجوز قانونی  در همان مسیر همیشگی طلوع کرد. رادیوی رسانه ملی هم قطعه ای موسیقی ترکیبی پاپ سنتی غیر غنایی و مجاز که از آثار استاد شجریان نیست  را پخش می کند. عده بی شماری از مردان و زنان همیشه بیدار حدودا چهل تا شصت و پنج ساله در سوپرهای سر کوچه شان برای دریافت شیر یارانه ای صف بسته اند..........

"نوجوان جسور و ساختارشکن کوچه باغهای "سمسکنده"، محبوب خیابانهای "کن" و "مونترال"

آشنایی من با محمدرضا وطندوست به سالهای داتش آموزی او در دوره دبیرستان باز می گردد که محمدرضا در تئاتر فعالیت می کرد.در آن زمان من در کارشناسی هنری سازمان آموزش و پرورش استان مازندران بودم و او در یکی از دبیرستانهای شهر ساری تحصیل می نمود. یکبار در جشنواره فرهنگی و هنری دانش آموزان مازندران در رشته نمایش صحنه ای کار محمدرضا و دوستانش رتبه اول استان را بدست آورد و به جشنواره کشوری راه پیدا کرد. هرگز از خاطرم نمی رود در همان ایام او آتچنان جدیتی درعرصه فعالیت تئاتر دانش آموزی از خودش  نشان می داد که بی پرده و صادقانه بگویم گاهی اوقات از سماجت وت عصب او دراین خصوص خسته می شدم. ............

عطر ناب لحظه هاي «ربنا» يادش بخير
عطر ناب لحظه هاي «ربنا» يادش بخير

دلتنگي واژه اي نيست كه كسي با اون غريبه باشه و تا حالا توي زندگيش تجربه نكرده باشه. اتفاقاً‌ دلتنگي از جمله حس هاي فطري آدماست كه نياز به دفتر دستك و پست و مدرك نداره و هركسي در هر زمان و مكاني به اقتضاي حال و هواي خودش دلتنگ مي شه.

اگر يه چرخي اطراف خودمون بزنيم و براي چند دقيقه اي هم ذهنمون رو فعال تر كنيم مي بينيم در مقياس بي حد و حصري از انواع و اقسام دلتنگي در زندگي ما آدما وجود داره كه اگه قرار بشه روزي بخواهد به روي كاغذ بياد به طور قطع و يقين داستان آن مثنوي و كاغذ هفتاد من خواهد شد...........

«وقتي ليموها زرد شدند» فيلمي شاعرانه و انساني با تصاوير بسيار زيبا و شگفت انگيز است
«وقتي ليموها زرد شدند» فيلمي شاعرانه و انساني با تصاوير بسيار زيبا و شگفت انگيز است

  آليسا سايمون سرپرست هيأت داوران بخش مسابقه فيلم‌هاي اول بلند سينمايي مونترال - و يكي از مديران جشنواره بين‌المللي فيلم پالم اسپرينگ- در مراسم اهداي جايزه گفت: «وقتي ليموها زرد شدند ...» فيلمي شاعرانه و انساني با تصاوير بسيار زيبا و شگفت انگيز است كه با كارگرداني مسلط و دقيق و بازي‌هاي روان بازيگرانش ما را وادار كرد تا جايزه زنيت نقره‌اي را به اين كارگردان خلاق ايراني تقديم كنيم.........

صبح روز دوازدهم سپتامبر
صبح روز دوازدهم سپتامبر

   یازدهم سبتامبر سال 2001 میلادی برجهای دو قلوی مرکز تجارت جهانی نیویورک به سر آمد و به فاصله اندکی از یکدیگر با خاک یکسان شدند.

در آنسوی شهر اهالی قدرت و ثروت هراسان و پریشان زیر سایه وهمناکی قرار گرفته بودند که خواب خوش آنان را به کابوسی دهشتناک تبدیل کرد......

  

تبریک " علیرضا سعیدی کیاسری " به " محمدرضا وطن دوست " برنده جايزه زنیت نقره اي جشنواره جهانی مونترال
تبریک

 دوست عزیز و نازنینم جناب آقای محمدرضا وطن دوست

موفقیت ارزنده و غرور انگیز شما  در دریافت جايزه زنیت نقره اي سي و سومين جشنواره جهانی مونترال کانادا برای فیلم سینمایی « وقتی لیموها زرد شدند » موجب شادمانی ما و نمامی اهالی فرهنگ و هنر بویژه سینماگران و سینما دوستان ایران شد.این موفقیت بزرگ را صمیمانه به شما تبریک می گویم. 

                                                                                                 " علیرضا سعیدی کیاسری "

"وقتي ليموها زرد شدند" روی سینمای ایران را در مونترال سفید کرد

 فيلم سينمايي "وقتي ليموها زرد شدند" در جشنواره بين المللي فيلم مونترال کانادا برنده جايزه زنیت نقره اي شد.
اين فيلم بلند 35 ميلي متري نخستين تجربه بلند محمدرضا وطن دوست کارگردان ساروي است که توانست پس از کارگردان فرانسوي در بخش اصلي رقابتها اين جايزه را از آن خود کند.
در اين فيلم که در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر نيز جايزه بهترين فيلم برداري را دريافت کرد به موضوع 8 سال دفاع مقدس و حضور داوطلبانه زن و شوهر جوان در جنگ اشاره شده است .
در سي و سومين جشنواره بين المللي مونترال کانادا که از پنجم تا ششم شهريور در کانادا برگزار شد ، 240 فيلم از 78 کشور جهان حضور داشتند که  5 فيلم بلند ايراني نیزاين جشنواره  به نمايش درآمد.

فیلم سینمایی «وقتی لیموها زرد شدند» در اولین حضور بین المللی خود روز 12 شهریور در مجموعه‌ی سینمایی لاتین کوارتیر شهر مونترال به روی پرده‌ی نمایش رفت.........

صفحه اصلي
درباره من
سياسي
اجتماعي
نقد
فرهنگي و هنري
تماس با ما
گالري
جستجو
پيوندها

بروز رساني :جمعه 16 بهمن 1388


سايت خبري مازندنيوز